Friday, February 03, 2006

a feed back from a reader in Yazd/ Iran=نظری از یکی از خوانندگان ساکن کرمان

English translation of a feed back from a reader in Yazd/ Iran

این پیام آفلاین را همین حالا از یاهو گرفتم و چون اهمیت دارد در اینجا ترجمه کرده ام تا خود آقای بوس هم بخواند!
This Yahoo offline i just got and before going to Mandali hall for Persian Night
(the curfew is extended until 11:00 pm tonight!)
i translated into English, hoping mr KISS and his men read and repent!

maryam (2/3/2006 02:11:31 ب.ظ): خيلي زياد وقتي خوندم وبلاگ را فقط ناراحتشدم

when I read the blog I became very upset.

(2/3/2006 02:12:19 ب.ظ): که من فکر مي کردم حداقلاونجادرکنار بابا ادمها بدون خودنمايي بدون تظاهر به عشق بابا با هم زندگي مي کنند و نمادي از هابيل و قابيل نيستند

I thought that at least there, near Baba, people live together without self-pretence and without pretending to love Baba and are not symbols of Habeel and Ghabeel.

(2/3/2006 02:12:38 ب.ظ): اما من اين را مي دونم که بهترينها رنج مي برند

02:14:25 ب.ظ): يادم اومد که نوشته بوديد يکي از کارهاي بابا اين بوده که ادمها را به جان همديگر مي انداخته تا بتونند نهفته ا و بدي ها را بيرون بريزند و اميدوام که ديگران هم متوجه بشندازجمله اقاي پيتربوث

02:15:19 ب.ظ): به هر حال شما فقط مواظب خودتون باشيد انها متاسفنه نمي تواند عاشق حقيقي را ببيند و بابا را متعلق به خودشون مي بينند و خودشون را برحق تر از هر کس ديگر مي بيندد و اين را براي خودشون امتياز مي داندد/شاد باشيد

I remembered that you wrote that one of Baba’s works was to ‘put people to into fighting with each other’ (provoking the sanskaras to come to the surface = translator!) in order to bring out the hidden and the bad in them. I hope people realize this from Mr. Booth’s words. In any case you just take care of yourself. Unfortunately they cannot see a real lover, and think Baba belongs only to them, and see themselves more righteous than anybody else, and think this is a privilege for them. Be happy.


Post a Comment

<< Home